&&&سـتارگـان تـنیس&&&
ما غذا میخوریم که زندگی کنیم اونا زندگی میکنن تا غذا بخورن

سلام بچه ها بریید ادامهههههههههههههههههههههههه

.

.

.

.

.

برید دیگه یا باید بزنمتون

 


(نریما)

-اون پسره ی چموش چودن به من چی گفت؟

مرلی:خب ..... 

- میسوووزم

مرلی:ولللش کن 

بیا بریم اونارو بپیاییم

-بریم

کوروناسوکه:بیارید دو تا دسر انگور

گارسون:الن حاضر میشه ارباب

بفرمایید

میساکی:بهبه

مرلی:دیگه طاقتم تمومه 

بریم تووووووو

مرلی:جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ

کورانوسوکه:یا قمر بنی هاشم سنگ قبرم ساختست

-نریما:اونا هم که ایجی و اینهین

میساکی:متعجب

کوروناسوکه:میدونی ....ام.....خب ما این خانمو دیدم بعد .....

مرلی:بعدو مرز بعدو زهر نمک نشناس مفت خور

میساکی:میدونی مرلی جان اقا راست میگن منو نجات دادن

مرلی:پس که نجاتت داده 

کوروناسوکه:مردد

مرلی:قیافتو اونجوری نکن یه لگد محکم به لپش زدم

میساکی:نکن دردش میاد

مرلی:چشم حتما 

کوروناسوکه:دیگه باید جدی بشم

_اینهییی؟

اینهی:ههه درست میبینم

ایجی:امم چی شده؟

مرلی:مرز شما همگیتون اشغالین جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ

_حرص نخور اینا فقط سرو گوششون میجنبه

مرلی:کوری که به جون عمم اگع بزارم امشبو تو خونه بمونی!

کوروناسوکه:ههه ترسیدم کلید دارم

-یه هوو به صورت وحشیانه به سمت کورا رفت و دستشو گاز گرفن

کوروناسوکه:دستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخ

مرلی:کلید و گرفتم بیا بریم

میساکی:این رفتارت خیلی بد بود

صاحب کافه: کاااااااااااااااااااااااافممممممممممممممممممم! نه!

ایجی:چه اعمال وحشیانه ای

مرلی:تو یکی حرف نزن که زنده نیستی!

اینهی:هوی هوی شما دوتا به ما چکار دارید؟

مرلی و من:جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ میکشیمتووووووون

ایجی:بهتره بریم 

اینهی:فکر خوبیه

(فردا)

نریما

اون شبو تو خونه ی مرلی موندم و تو اتاق کوری خوابیدم

مرلی:چه صبح سیگاکوییی!!!!!!

_اره صبح خیلی نازیه جون میده واسه پته ریختن بعضیا!!

مرلی:دمت گرمممممممم

بیا لباساتو بپوش

_ممنون 

مرلی:میگم من حوصله ندارم ....صبحونه درس میکنی؟

_روتو برم بشر

مرلی:میکنی؟خجالتی

_باشه ....

_خب بیا املت برنج کیفشو ببر

مرلی:به به ام ینی عه عه

_کوفت کن!

مرلی:خوشبه حال سیچی خان که صبحونه ای این جوری میخوره!

_ممنووووووووون

_ولی سیچی الان ...

مرلی:من که اشپزیم به درد خر میخوره

مرلی:راستش من فقط غذایه کوری رو دوست داشتم

_چه اعتراف خوشمزه ای

مرلی:پووف پیش کسه دیگه ای نگی ها

_باشه اماده شو بریم

lمرلی:تلفن زنگ میزنه!

_من جواب میدم کیه؟/سیچی:خواهر چرا؟اخه چرا؟/چ....چ... چی تو/سیچی:چرا زدی از خونه بیرون میدونی شب خوابم نبر د؟/من باید خاموش کنم/امشب میای خونه/بستگی به مرلی داره..نه/اخه/

واسه قسمت بعد 35 تا موخام

 

 




تاریخ: جمعه 16 بهمن 1394
ارسال توسط رومینا ایچیزن

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران