&&&سـتارگـان تـنیس&&&
ما غذا میخوریم که زندگی کنیم اونا زندگی میکنن تا غذا بخورن

مرلیا عشقم برو ادامه من 

زایزن هستم نویسنده ی جدیذ


مرلیا

بیا بریم دیر شد

کورا:باشه اومدم

فقط خدا نکنه اون پسره باز بیاد 

کورا:اومدم بریم

خب من میرم خوراکی بخرم اونم ریاد

کورا:برو 

ع ع تو اینجا

اینجا چیکار میکنی

زایزن:سلام عشقم عزیزم

برو گمشو

ززایزن:فداااااااااااااااااااااااااااااات

از اون فنی که از نوریما یاد گرفتم زدم تو شکمو دماغش

حقته عوضی

یکی دیگه زدم و یکی دیگه

بلند شده میگه:هر هر دردم نداشت

دیگه دستام نا نداشت که اومد

جلو و جلوتر کممکککککککککککککک......................

 

راستی بلد نبودم نویسنده اسمشو

عوض کنم

ولی امشب مویام خاستگاری




تاریخ: یکشنبه 04 بهمن 1394
ارسال توسط setaregantnnis

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران